جوان که بود به حرف بهترین دوستش گوش کرد تا بلکه گشایشی در زندگی دل مرده اش، پیدا شود. دوستش به او گفت:"پرنده ای را که دوست داری از قفس رها کن ، اگر دوستت داشته باشد باز می گردد و اگر بازنگشت، بدان هیچ گاه عاشقت نبوده."
سالها از آن جریان می گذرد و او هر روز از پشت پنجره، صدای پرنده ی دوست داشتنی اش را می شنود که برای بهترین دوستش آواز می خواند......
اگر من خدا بودم برخی را زشت نمی آفریدم برخی را زیبا. چون از همان اول می دانستم فرد زیبا رو بجای قد ردانی ،مغرور و مغرورتر میشود و فرد زشت رو از اینکه او را وسیله ای برای تأمل سایرین کردم به مرور مرا ناتوان میخواند.اگر خدا بودم برخی را سالم و برخی را معلول نمی آفریدم .چون از همان اول می دانستم فرد سالم تا سلامتیش به خطر نیفتد حتی گاهی وجود مرا هم منکر می شود و فرد سالم نیزبه خاطر این بی عدالتی مرا ظالم میخواند.اگر خدا بودم برخی را باهوش وذکاوت نمی آفریدم و برخی را گنگ و مات.چون از همان اول می دانستم فرد باهوش ، نه تنها از هوش خود درجهت بهتر شناساندن من به دیگران استفاده نمی کند،بلکه تمام استعداد خود را بکار میبرد تا به هرطریق ممکن ازوقت ومال وحتی جان دیگران برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند و فرد گنگ هم که از اساس مرا باور نداشته ، هر نیروی قدرتمند دنیایی را خدا می پندارد .اگر خدا بودم ........ به هر حال جای بسی شکر که خدا نیستم چون تحمل از دست رفتن اعتقاد و ایمان انسانهایی که با آن همه عشق آفریدم،نسبت به خودم، از شناساندن قدرت و دانایی وصبرخودم به آنها،بسیار بسیار سخت تر است.
پادیر مجموعه ای از دلنوشته های کوتاه است که شما میتوانید چکیده ای از این کتاب را در سایت www.maryastories.com ملاحضه کنید.
سه شنبه 10 آذر1388 توسط مریم |
این دل نوشته ها "پادیــــر" نام دارند. پادیر به معنای چوب یا حائل در کنار دیواری که احتمال ویرانی آن می رود. امید که این نوشته ها پادیری شود برای دلی که …..
____________________________
مناجات:
برخی از تواناییهای بدنی دیگران استفاده می کنند و به اهدافشان می رسند. برخی از تواناییهای ذهنی دیگران استفاده می کنند و به اهدافشان می رسند. خدایــا کسانی را که با استفاده از سادگی دیگران به اهدافشان می رسند، پیش روی ما قرار مده. آمین.