
از همان بدو تولد نیروی گریز از مرکز بی آنکه
بخواهیم و بفهمیم ما را از مرکز و هسـته ی اصلی آفرینش جدا کـرده و به کناری پرتـاب میکند . ولی باز دست از سرمان برنمیدارد و به حال خود رهایمان نمیکند.وادارمان میکند حول جایگاه اولیه و اصلیمان آنقدر بگردیم تا عمرمان به سرآید.نه اجازه ی نزدیک شدن میدهد و نه دور شدن. البته اگر کسی بخواهد
میتواند خلاف جهتی که تعین شده حرکت کند ولی باز هم راه خروجی از حلقه ای که در آن
گرفتار آمده ندارد. حال کسانی که با اراده و قـدرتهای مافـوق بشری راه خروج از این
جبر را مییابند به مقام والایی دست پیدا میکنند که در برخی ادیان به آنها لقب پیامبر امام و یا روح القدس و ....میدهند. حال خدایا این عادلانه است که تمامی این افراد در یک برهه از زمان خاص بیایند و
راه خروج از این زندان را نشان دهند و در زمـانی دیـگر چون حال هیچکس با چنین قدرتی وجود نداشته باشد!!!
شاید پیامبری دیگر باید تا هدایتی باشد از این
سردرگمی و دور باطل. دیگر خسته ایم از این همه جهالت...
قدرتت مافوقت را از خواصت دریغ مدار
|