تبليغاتX
"پادیــــر"
"پادیــــر"

www.maryastories.com


Especially for HALE

برای به دست آوردن آنچه دلخواهت است با تمامی توانت بجنگ .تلاش کن.

اگر دل و روحت به داشتن چیزی یا کسی فرمان میدهد همه ی نیرویت را به کار ببر تا به آن

دست یابی .گوشهایت را نیز باز نگه دار تا همه ی صداهای اطرافت را بشنوی ممکن است

در این بین چیزی خلاف خواسته ات باشد بشنو شاید درست بود اما اگر دلت صداها را نپذیرفت

شک نکن پاپس نکش ادامه بده

تا بدان دست یابی و آنگاه که رسیدی لذتی را تجربه میکنی که قابل وصف نیست لذتی که

مخصوص تو و برای توست.....

گاه هم ممکن است به آنچه دلخواهت بود دستیابی ولی دریابی که با تصوراتت فاصله ی زیادی

دارد و افسوس میخوری که ای کاش به صداها با دقت بیشتری گوش میدادی....

اما غصه مخور لذتی که در لحظه ی رسیدن به آنچه خواستی خواه درست خواه غلط بدست می آید

بسی باارزش تر از آن است که یک عمر در حسرت رسیدن به آنچه از آن پاپس کشیدی بنشینی

پس به صدای دلت با دقت گوش سپار او اشتباه نمیکند....

 


2010/6/18 |

 

24

خدایا

آرزویم این است که دندان داشته باشی و از همان روز اول هم مسواک بزنی و نخ دندان کرده

و دهان شویه مصرف کنی و خلاصه همه ی مراقبت های لازم برای بهداشت دهان و دندان را

انجام دهی و....

و باز هنوز سی سالت نشده مجبور شوی هفته ای سه روز به دندانپزشکی بروی و 24 ساعت

درد ناعلاج بکشی ببینم چه حسی بهت دست میدهد !!!! 

حالا باز میگی من از همه چی گلایه دارم... خب خودت قاضی چه میشد حالا که این نعمت را

دادی خودتم نگهش میداشتی ؟!این که دیگر برای تو ، قدرت زیادی نمیخواست...

به جایی هم برنمیخورد!!!


پ.ن.1 انتخاب اسم 24 بخاطر تقاضای تعدادی از دوستان بود که سریالهای جذاب روز دنیا رو دنبال

          میکنند.

پ.ن. 2 اگر کسی میدونه به من هم بگه جریان این دندان عقل چیه که به سختی و بدبختی درمیاد

           و تا درمیاد هم دکتر میگه به فک آسیب میرسونه و باید بیرون بیاردش!!!

 


2010/6/14 |

 

Lost

آن شب با وجود نفرت از دختر همسایه به اصرار خانواده به خواستگاری رفت.

دختر همسایه بی پروا اما پنهانی به او گفت که عاشق فرد دیگری است ...

او نیز خشنود از این واقعه جربان عشقش به دیگری و اصرار خانواده اش را بازگو کرد....

و دو خانواده با کدورت از هم جدا شدند.

دختر با خوشحالی برای پسر مورد علاقه اش که در دنیای مجازی با او آشنا شده بود نوشت

که میتواند فردا به خواستگاریش بیاید و آدرس منزلش را داد ....

و هیچگاه نفهمید

رابطه ی بین نیامدن پسر مورد علاقه اش به خواستگاری و رفتن پسر همسایه از آن محل چه بود.


2010/6/13 |

 

Prison Break

به مجازات گناه دیگران حافظه ات را پاک کرده و به زندان دنیا تبعیدت میکنند .

از همان ثانیه ی نخست تولد زمان محکومیت برای آنها معین است که البته دانستن آن را هم

از تو دریغ میکنند.اگر بخت یارت باشد و در زندانی خوب و مناسب بیفتی و هم سلولی هایت

مهربان و درستکار باشند  زندگی آرامی را شروع میکنی .سریعتر از آنچه فکرش را کنی به زندان

عادت کرده و بزرگ میشوی.چون نمیدانی مدت محکومیتت چقدر است شروع به برنامه ریزی

میکنی تحصیل ، کار ، حتی ازدواج با یک زندانی دیگر و....

و اینگونه روزهای سخت زندان را سپری میکنی.برخی نیز چنان در این شادی های گذرا غرق

میشوند که فراموش میکنند هنوز در زندان هستند ولی برخی دیگر که توان شاد بودن را ندارند

تلخی های زندان را بهتر و بیشتر درک میکنند.بالاخره زمانی هم که محکومیت یک زندانی سر

میرسد او را بی هیچ توضیحی منتقل میکنند و البته هنوز کسی نمیداند آنها را به جایی بهتر

میبرند یا بدتر و این روند ادامه دارد و ادامه دارد و....

و تو دختر نازنینم

حال که به مجازات گناه ما قدم به این زندان گذاردی مطمئن باش هیچگاه تنهایت نمیگذاریم و

تا آنجا که در توانمان هست میکوشیم محیط زندان را برایت شاد و دلنشین کنیم .

ما را ببخش...



2010/6/11 |

 

Key

نمیدانم با چه رویی با تو سخن بگویم...

تویی که از وقتی خود را شناختم همواره در کنارم بودی...سنگ صبورم بودی...

ولی من قدر این دوستی بی ریایت را ندانستم .تا غریبه ای از راه میرسید و لبخندی نثارم میکرد

او را به حریم خود راه می دادم و چه بسیار زمانها که در آن رابطه ی جدید تو را از یاد می بردم....

و هزار افسوس همیشه وقتی پشیمان می شدم که آن غریبه خنجری می زد و می رفت و

من می ماندم و تو ...و تو چه فروتنانه باز مرا می پذیرفتی...

دل مهربانم

این قفل بی کلید را به پاس دوستی صادقانه بر تو می آویزم

تا اگر باز غریبه ای از راه رسید نتواند به سادگی به حریم مان راه یابد...



2010/6/6 |

 

Regret

 آنقدر غرق کار و مسائل شرکت بود

که وقتی همسرش از او خواست برای پیاده روی همراهش برود هیچ چیز نشنید...

همسرش به تنهایی رفت ولی دیگر هیچگاه بازنگشت .

سالها همه جا را به دنبال او گشت ولی هیچ اثری از او نیافت .

از غم این جدایی نابهنگام آنقدر غصه خورد تا بیمار شد و...

فرزندانش او را به آسایشگاه بردند .

در آنجا با فرد مهربانی آشنا شد .

پرستاران گفتند او سالها پیش از خانه خارج شده

ولی چون بیماری آلزایمر داشته گم شده و هیچگاه نتواسته به خانه بازگردد ...


2010/5/30 |

 

Thief

شب است و تاریکی و سکوت مطلق .

ناگهان حس عجیبی وادارت میکند چشمانت را بگشایی...

بر خلاف تصورت از تاریکی چهره ی غریبه ای را میبینی که چاقویی را

به سمتت نشانه رفته و با صدایی غریبه تر به تو امر میکند ساکت شوی

و حرکت نکنی تا زنده بمانی.مغزت به هیچ فعالیتی فرمان نمی دهد .

تنها اندیشه ی کودک خفته ات در اتاق کناری آزارت می دهد ولی سعی

میکنی به او هم نیندیشی تا با حس مادرانه و یا پدرانه ات از خواب بیدار نشود

و به گریه بیفتد.

ای دزد

نمیخواهم نصیحتت کنم که دزدی نکن چون میدانم دزدی انگیزه ای ذاتی است

که از بدو تولد در برخی انسانها چه فقیر و چه غنی وجود دارد و این

تقصیر تو نیست...تنها از تو میخواهم زمانی به این عمل دست بزنی که کسی

در خانه نباشد زیرا همانگونه که تصویر چاقوی نشانه رفته ات تا آخر عمر از

یادمان نمیرود ایمان دارم چشمان ملتمس و نگران ما هم تا آخر عمر در دیدگان

بی رحم تو نقش خواهد بست .

پیوست :

به دلیل مخالفت های فراوان در باب ذاتی نبودن انگیزه ی دزدی باید بگویم محققان پس از تلاش فراوان دریافتند دزدی مانند یک سری جرم های دیگر ذاتی است چون نمونه هایش حتی در کودکان صغیر فاقد شرایط لازم یافت شده و این حاکی از ذاتی بودن آن است که از همان کودکی باید کشف و رفع شود.


2010/5/26 |

 


این دل نوشته ها "پادیــــر"
نام دارند.
پادیر به معنای چوب یا حائل در کنار دیواری که احتمال ویرانی آن
می رود.
امید که این نوشته ها پادیری شود برای دلی که …..

____________________________

مناجات:

برخی از تواناییهای بدنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
برخی از تواناییهای ذهنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
خدایــا کسانی را که با استفاده از سادگی دیگران
به اهدافشان می رسند،
پیش روی ما قرار مده.
آمین.

*اینجا تک تک کلمات
از دل پادیراست......


 

 

 

1/21/2012 - 2/19/2012
12/22/2011 - 1/20/2012
11/22/2011 - 12/21/2011
10/23/2011 - 11/21/2011
7/23/2011 - 8/22/2011
6/22/2011 - 7/22/2011
5/22/2011 - 6/21/2011
4/21/2011 - 5/21/2011
3/21/2011 - 4/20/2011
2/20/2011 - 3/20/2011
1/21/2011 - 2/19/2011
12/22/2010 - 1/20/2011
11/22/2010 - 12/21/2010
10/23/2010 - 11/21/2010
9/23/2010 - 10/22/2010
8/23/2010 - 9/22/2010
7/23/2010 - 8/22/2010
6/22/2010 - 7/22/2010
5/22/2010 - 6/21/2010
4/21/2010 - 5/21/2010
3/21/2010 - 4/20/2010
2/20/2010 - 3/20/2010
1/21/2010 - 2/19/2010
12/22/2009 - 1/20/2010
11/22/2009 - 12/21/2009

 

مام !!!
چرا که نه !
....

 

آفتابگردان پادیـر
قهوه تلخ(آرش)
It's Just Me(نــیــنــا)
platon (نسیم)
دورزدن ممنوع(مهسا)
چشـم بر راهم (باران)
جوجه کلاغ (مریم )
کلاغ عاشقــٍ جوجه کلاغ
بانوی مهر ...
عروسک نوشت
مامان نازدونه ها
مسیحا (پریا)
حریم (مریم)
کلاف و چرخ (مادر بزرگ)
شب نوشته های من(فرشته)
محمد علی ترقی جاه

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.


شارژ ایرانسل

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود