تبليغاتX
"پادیــــر"
"پادیــــر"

www.maryastories.com


تولد مریم

منو خلق کردی اول شهریور ...اما آیا واقعا یادت مونده امروز تولدمه ؟

من بابت همه ی نعمت هایی که بهم دادی ممنونت هستم اما هدیه ی خاص روز تولد یه چیز

دیگه است ...دلم میخواد یه هدیه خاص برام داشته باشی ...

همین یک روزاست  و  نترس متوقع نمیشم....

فکر کنم این کمترین چیزی باشه که میشه از یک خدا توقع داشت ...

من تا شب منتظرم خدای خالق ...


پ.نوشت : حالا مال منو یادت رفت ملالی نیست اما حداقل 20 مهر تولد هلیا رو فراموش نکن ...

برای یه خدا خیلی زشته ...  MembersLibrary/khiron/AVE.gif

 

نکته :خدایا میدونی که من فقط حرف میزنم پس تو هم اگه از حرفام عصبی میشی

حرف بزن میشنوم لازم نیست با عمل تلافی کنی . باور کن خیلی خسته ام .  

 

 


2010/8/22 |

 

spite

تازه کشیدن قلب را یاد گرفته بود ...

آن را روی دفتر دوستش تمرین کرد ...

معلم ریاضی با دیدن آن عصبانی شد و آن را نماد گناهی بزرگ دانست !!!

دیگر او را سر کلاس راه نداد !!!

سالها میگذرد .......

او در نقاشی استادی معروف شده و از پس تمامی مشکلاتش به راحتی برمی آید چون برای او

2+2 همیشه برابر با 4 نیست !!!

اما دوست همکلاسیش به تازگی ورشکسته شده و بسیار افسرده چون فقط آموخته

4=2+2  نه هیچ چیز دیگر

او حتی نمیتواند  یک قلب کوچک بکشد .....


2010/8/20 |

 

Pinocchio

هلیای نازنینم

پینوکیو راستگو ترین کسی است که باید بشناسی ...

چون دروغگوها نه دماغ درازی دارند نه پاهای چوبی ...

آنها زیباترین کسانی اند که سر راهت قرار میگیرند .


2010/8/16 |

 

ABADAN

زمان زیادی گذشته اما هنوز نمیتوانند یاد و خاطره ی آن دوران را فراموش کنند خاطره ی جنگ و بمب

و آوارگی و از دست دادن عزیزان را ....نمی توانند و من میدانم چرا!! تو میدانی ؟!...نه نمیدانی...

چون تو نمیگذاری.تویی که هر سال در کاروان راهیان نور اسم مینویسی تا به قول خودت به اینجا

بیایی و مراسم یاد و یادواره و بزرگداشت شهدا را هرچه باشکوهتر و معنوی تر برگزار کنی!! ... به خاطر

تو دست به این شهر جنگ زده نمیزنند تا آبادان چون موزه ای زنده همه ی گذشته را برایت  تداعی کند

...هنوز آثار بمب و گلوله در دیوارها ی شهر نمایان است برای تو...کسی آن را ترمیم نمیکند تا تو بیایی

و به قول خودت زیارت کنی!!به راستی چرا ...چرا دست از سر این شهر و مردمان از جان گذشته اش

برنمیدارید ...چرا نمیگذارید آنها زندگی را از سر گیرند و اندکی با داغ عزیزان و آشنایانشان و خاطرات

تلخ گذشته  کنار آیند ...عزیزانی که همین جا بودند و دفاع کردند ولی حتی نامشان سر در خیابانها و

میادین خود آبادان نیز نیست ...هیچ کس مانع آمدن تو نیست بیا اما چرا فقط در عید همین یکی دو

ماهی که هوا کمی خوب است ...مردم آبادان در گرمای  سوزان وسط تابستان و شرجی خفه کننده

هم مهمان نوازند ...آبادان غیر از مدارس  و مساجد و هلال احمر و بیمارستان ، 2 هتل 5 ستاره از

دوران گذشته !! هم دارد که بتوانی آنجا اقامت کنی ...اما تو با خودخواهی حتی فضای چمن جلو

خانه ها را نیز اشغال میکنی ...غروب آبادان خود نمایانگر همه ی گذشته است و باید بدانی ساکنینش

تمایلی به شنیدن صدای بلند مداحی ضبط اتوبوسهای شما ندارند ...


میدانم با نوشتن این گلایه نامه سیل نظرات انتقادی وبلاگم را پر میکنند اما اشکالی ندارد یک عمر تو

گفتی یک بار هم من...


پ . ن : من نه جنوبی هستم نه در جنوب زندگی میکنم اما جنوبی ها (مخصوصا آبادانی ها) را دوست دارم هم مردمان زنده اش را هم مردمان از دست رفته اش را ...

خواهشمندم تا زمانیکه سرعت اینترنتم در حد یک بچه لاک پشت معلوله از به کار بردن عباراتی چون "کجایی""پس چرا نمیای نظر بدی""خیلی بی معرفتی"و.... خودداری کنید چون با متخلف در اولین فرصت به طور جدی برخورد خواهد شد .

 


2010/8/12 |

 

Hideen love

تصور کن به خاطر یک سری دلبستگی ها مجبور شوی به جایی دور بروی...

و تنها دلخوشیت این باشد که لپ تاپت همراهت است اما وقتی به آنجا میرسی با قطعی تلفن روبرو میشوی

صبرت هم فقط یک هفته همراهیت میکند و سرانجام با پرس و جوی فراوان (قابل توجه شیوا)به یک کافی نت

میرسی و سرمست از این خوشی مشغول خواندن نظر دوستانت هستی که پسر مسوول آنجا نزدیک می آید

و میگوید"لطفا از آوردن اطفال خودداری کنید" !! تازه به خودت آمده و میبینی هلیا رو پای پسرک میز بغل

نشسته و لبخند میزند...با خجالت وسریع آن مکان رویایی را ترک میکنی و تازه درمیابی که در عمق وجودت

بیش از آنچه فکر کنی عاشق "گراهام بل" بوده ای و نمیدانستی ....

پ.نوشت : اینها را گفتم برای همه ی دوستانی که در این مدت دل نگران پادیر شدند و  خود میدانند که پادیر فقط و فقط به وجود آنها زنده است مخصوصا تو ... 

پ .نوشت : در مورد عشق من به گراهام بل عزیزم حتی یک ذره هم شک مکن .عاشقشم


2010/8/10 |

 

Self Pity

++ یک روز در مغازه ی کفش فروشی،برای دختر بچه ای که مادرش برایش

کفش پاشنه بلند براق می خرید، دل سوزاندم.

یک روز در خیابان،برای پدری که کودک گریانش را بغل کرده بود و پای پیاده

در برف قدم می زد، دل سوزاندم.

یک روز در بیمارستان، برای مادری که از شدت خستگی بیهوش شده بود، دل سوزاندم.

++ یک روزبرف سنگینی می بارید!

وقتی من و همسرم خسته از سر کار بازگشتیم، دخترم وادارمان کرد تا به مغازه ی

کفش فروشی برویم و آنجا آنقدر گریست تا کفشی پاشنه بلند و براق مانند کفش دوستش

را بخریم!

من هم خسته تر از آن بودم که بتوانم او را قانع کنم این کفش مناسب سنش نیست.

از صدای گریه ی دخترم،همسرم مجبور شد او را بغل کند و به بیرون مغازه ببرد تا شاید

با دیدن بارش برف،آرام گیرد! و من هم بتوانم کفش را بخرم. در راه بازگشت نمی دانم چه

اتفاقی افتاد فقط وقتی چشم باز کردم پرستار سرمی را به دستم وصل کرد و گفت نگران

نباشم، از خستگی زیاد است و تا تمام شدن سرم آرام بخوابم!!

 


2010/7/31 |

 

Conscience

کارت وکلاتش را که گرفت ،

اولین موکل به دفترش آمد...

خواست تا پولی را که ازش دزدیدند،پس گیرد. او انجام داد.

دومین موکل به دفترش امد...

خواست تا حقوقش را بخشیده و حکم طلاقش را بگیرد. او انجام داد.

سومین موکل به دفترش آمد...

خواست تا دروغش را حقیقت جلوه دهد. او انجام نداد.

پروانه ی وکالتش لغو شد…

چند روز بعد، دوست همکلاسیش ارتقاء یافت!


2010/7/27 |

 


این دل نوشته ها "پادیــــر"
نام دارند.
پادیر به معنای چوب یا حائل در کنار دیواری که احتمال ویرانی آن
می رود.
امید که این نوشته ها پادیری شود برای دلی که …..

____________________________

مناجات:

برخی از تواناییهای بدنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
برخی از تواناییهای ذهنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
خدایــا کسانی را که با استفاده از سادگی دیگران
به اهدافشان می رسند،
پیش روی ما قرار مده.
آمین.

*اینجا تک تک کلمات
از دل پادیراست......


 

 

 

1/21/2012 - 2/19/2012
12/22/2011 - 1/20/2012
11/22/2011 - 12/21/2011
10/23/2011 - 11/21/2011
7/23/2011 - 8/22/2011
6/22/2011 - 7/22/2011
5/22/2011 - 6/21/2011
4/21/2011 - 5/21/2011
3/21/2011 - 4/20/2011
2/20/2011 - 3/20/2011
1/21/2011 - 2/19/2011
12/22/2010 - 1/20/2011
11/22/2010 - 12/21/2010
10/23/2010 - 11/21/2010
9/23/2010 - 10/22/2010
8/23/2010 - 9/22/2010
7/23/2010 - 8/22/2010
6/22/2010 - 7/22/2010
5/22/2010 - 6/21/2010
4/21/2010 - 5/21/2010
3/21/2010 - 4/20/2010
2/20/2010 - 3/20/2010
1/21/2010 - 2/19/2010
12/22/2009 - 1/20/2010
11/22/2009 - 12/21/2009

 

مام !!!
چرا که نه !
....

 

آفتابگردان پادیـر
قهوه تلخ(آرش)
It's Just Me(نــیــنــا)
platon (نسیم)
دورزدن ممنوع(مهسا)
چشـم بر راهم (باران)
جوجه کلاغ (مریم )
کلاغ عاشقــٍ جوجه کلاغ
بانوی مهر ...
عروسک نوشت
مامان نازدونه ها
مسیحا (پریا)
حریم (مریم)
کلاف و چرخ (مادر بزرگ)
شب نوشته های من(فرشته)
محمد علی ترقی جاه

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.


شارژ ایرانسل

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود