|
زمان زیادی گذشته اما هنوز نمیتوانند یاد و خاطره ی
آن دوران را فراموش کنند خاطره ی جنگ و بمب و آوارگی و از دست دادن عزیزان را
....نمی توانند و من میدانم چرا!! تو میدانی ؟!...نه نمیدانی... چون تو نمیگذاری.تویی که هر سال در کاروان راهیان نور اسم مینویسی تا به قول خودت به اینجا بیایی و
مراسم یاد و یادواره و بزرگداشت شهدا را هرچه باشکوهتر و معنوی تر برگزار کنی!!
... به خاطر تو دست به این شهر جنگ زده نمیزنند تا آبادان چون موزه ای زنده همه ی
گذشته را برایت تداعی کند ...هنوز آثار
بمب و گلوله در دیوارها ی شهر نمایان است برای تو...کسی آن را ترمیم نمیکند تا تو
بیایی و به قول خودت زیارت کنی!!به راستی چرا ...چرا دست از سر این شهر و مردمان
از جان گذشته اش برنمیدارید ...چرا نمیگذارید آنها زندگی را از سر گیرند و اندکی
با داغ عزیزان و آشنایانشان و خاطرات تلخ گذشته کنار آیند ...عزیزانی که همین جا بودند و دفاع
کردند ولی حتی نامشان سر در خیابانها و میادین خود آبادان نیز نیست ...هیچ کس مانع
آمدن تو نیست بیا اما چرا فقط در عید همین یکی دو ماهی که هوا کمی خوب است ...مردم
آبادان در گرمای سوزان وسط تابستان و شرجی
خفه کننده هم مهمان نوازند ...آبادان غیر از مدارس و مساجد و هلال احمر و بیمارستان ، 2 هتل 5
ستاره از دوران گذشته !! هم دارد که بتوانی آنجا اقامت کنی ...اما تو با خودخواهی حتی
فضای چمن جلو خانه ها را نیز اشغال میکنی ...غروب آبادان خود نمایانگر همه ی گذشته
است و باید بدانی ساکنینش تمایلی به شنیدن صدای بلند مداحی ضبط اتوبوسهای شما
ندارند ...
میدانم با نوشتن این گلایه نامه سیل نظرات انتقادی
وبلاگم را پر میکنند اما اشکالی ندارد یک عمر تو گفتی یک بار هم من...
پ . ن : من نه جنوبی هستم نه در جنوب زندگی میکنم
اما جنوبی ها (مخصوصا آبادانی ها) را دوست دارم هم مردمان زنده اش را هم مردمان از
دست رفته اش را ... خواهشمندم تا زمانیکه سرعت اینترنتم در حد یک بچه لاک پشت معلوله از به کار بردن عباراتی چون "کجایی""پس چرا نمیای نظر بدی""خیلی بی معرفتی"و.... خودداری کنید چون با متخلف در اولین فرصت به طور جدی برخورد خواهد شد .
|