تبليغاتX
"پادیــــر"
"پادیــــر"

www.maryastories.com


yadboodha

با نزدیک شدن پاییز و پر شدن فضای شهر از بوی ماه مهر ماه مدرسه،هیچ چیز

به ذهنم نمیرسد مگر یک پست اختصاصی برای لینک یادبودها که در این همه

مدت هیچکس نپرسید در میان اندک دوستان پادیر چرا یادبودها !!!!

 


این پست ممکن است کمی طولانی و خسته کننده باشد اما برای من عزیزترین است ...

 



ادامه ی پادیر

2010/9/18 |

 

Please do not hear


یادته خدا ...حدودا 5 سال پیش همین موقع خوابیده بودم و توی دلم به پدر و مادر اون بچه هایی که پارکینگ رو

گذاشته بودن روی سرشون و بازی میکردند بد و بیراه میگفتم و در تعجب بودم که یعنی اینقدر آدم     

بی فکر و بی مسوولیت !!! البته معلومه که خوبم یادت مونده چون وقتی هلیا التماس میکرد تا نریم سرزمین

عجایب و به جاش تو پارکینگ با بچه ها بازی کنه!!!! یک لحظه تو رو توی چشمای عصبانی همسایمون دیدم

و واقعا پی بردم که گوشهای تیزی تو شنیدن آنچه نباید بشنوی داری ...

باز هم شکر چرا که چاره ی دیگری ندارم

 

راستی تو هم که داری اینا رو میخونی حواست باشه نه بخندی نه حتی یک لبخند کوچک نه به

حالم تاسف بخوری چون باهات شرط میبندم زودتر از انچه فکرش رو بکنی این روز رو میبینی  پس هیس 


2010/9/12 |

 

Loving date



این پست به مزایده گذاشته شده و به بالاترین پیشنهاد رمز داده میشود...


 




ادامه ی پادیر

2010/9/11 |

 

Scale


از جانمان چه میخواهی ؟ ظرف اندازه گیریت چقدر است که تعادلش فقط برای خودت با حکمت

است و دیگران همه ناراضی ؟

زیبایی فراوان میدهی از عقل میکاهی ... فهم و شعور میدهی زیبایی را میگیری ...

ثروت میدهی آرامش را زائل میکنی ... آرامش میدهی جان کودک خردسال را میگیری ...

دل میدهی بدون یار ...یار میدهی بدون دل ...و همین طور ادامه دارد و ادامه دارد

و آنچه در خاطر میماند تنها درد و رنج و کمبودهاست چرا که موقع دادن نعمت های بیشمار از

حس شکرگزاری هم کم گذاشتی ....

ظرف اندازه گیریت را دوباره چک کن .

به جان خودت که خدایی ما بنده هایت هستیم نه رقبایت ...بنده هایت را دریاب


پ نوشت : سین هشتم هم بی خداحافظی رفت درست مانند پاپتی .


2010/9/8 |

 

چرا پادیر

شاید برای این پادیر ، پادیر شد که هیچگاه هیچ دوست واقعی ای نبود تا در روزهای دلتنگی و تنهایی

به یادش باشد.... همه مدتی می آمدند و وقتی دلشان مملؤ دوستی پادیر میشد، میرفتند و حتی نام

او را نیز فراموش میکردند... و این روند همچنان بود تا وقتی پادیر قدم به دنیای مجازی گذاشت.

حال در اینجا فارغ از هر رنگ و بوی مادی و ظاهری، او دوستان ناب و واقعی ای دارد که در هر لحظه و

هر زمان می آیند و به او سر میزنند.

و پادیر ممنون همه ی آنهایی است که تا کنون با او مانده اند.


پ نوشت: آقا اردلان ، اولین کسی که پادیر را یافت لطفاً اینجا را کلیک کند ...


2010/9/5 |

 

Lamb

نمیتوانم

وقتی چشمان معصوم و صدای مظلومانه ات به خاطرم می آید ، پا پس میکشم .

من از آن دسته نیستم که برای تقویت بنیه ی جسمانی خودم بعد از ساعتها روزه داری

تو را قربانی هوس خود کنم .

عزیزم غصه مخور . بگذار نوازشت کنم . من هیچگاه به تو لب نمیزنم... بره ی کوچک باغ .


پ نوشت : من گیاهخوار نیستم اما کاش بودم چون غذایی که نگاه و صدایی ندارد برایم دلپذیرتر است


2010/8/31 |

 

Confession

خدایا

باز شبهای عاشقی فرا رسید ...شبهایی که من همیشه از درکش عاجز بوده ام .

در همه ی این سالها من نتوانستم علی تو را بشناسم  یا از زندگیش چیزی بفهمم چون به هیچ مکتوبی

اعتماد ندارم...چون در همه ی این مکتوبات سوالاتی است لاینحل که کسی جواب درستی به من نمیدهد .

دیگران را نمیدانم اما من صادقانه باید اعتراف کنم که همه ی این سالها در این شبهای عزیز یک خودخواه

بیش نبوده ام . خودخواهی که حتی یک قطره اشک هم برای علی تو نریخت و هر چه از دیدگانم فرو میریخت

برای خود بود و زندگیم . برای اینکه در این وانفسا مرا و خانواده ام را به حال خود رها مکنی ...

خدایا در این شب های قدر اعتراف و نیز دعایم را بشنو و به دل مگیر چرا که من هنوز همان مریم کوچکی

هستم که خودت آفریدی ...مریمی که فقط عاشق توست و بس .

 

پس الغوث الغوث خلصنا من الظلم یا رب

 

 


2010/8/29 |

 

Coincidence

نمیدانم چه حکمتی است که هر گاه مدتی از اینجا دورم یکی از دوستان زندگیم را از دست میدهم ...

این بار نیز درست زمانی که من نبودم استاد عزیز و بزرگوارم محمد علی ترقی جاه در سن67 سالگی

دیده از جهان فرو بست  و دنیایی را از نبوغ هنری  خود محروم کرد .

حال چه کسی جای او را در این دنیای مادی و بدون انگیزه ی هنر نقاشی خواهد گرفت !!!

چه کسی به جای دستان توانای او قادر است همه ی انسانیت و خلاقیت را یک جا با رنگ درآمیزد و در

تابلویی از بوم حک کند !!!   یقینا هیچ کس هیچ کس ...

و باز هم درست در زمانی که باید می بودم تا با اولین استاد زندگیم که در هفت سالگی مرا با دنیایی فارغ

از هرکینه و نیرنگ آشنا ساخت  ، وداع  کنم نبودم ...

چه حکمتی است نمیدانم ...


استاد یادت گرامی و روحت آزاد


2010/8/28 |

 

Thief 2

خودت میدانی یک بار دیگر هم گفته بودم از تو متنفرم ...

تا حالا تصویر دقیقی ازتو در ذهنم نبود اما امشب فهمیدم تنفرم از تو

بسیار هم به چهره ی منفورت میاید.

جلوی چشم من در عقب ماشین جلویی را باز کردی و با وقاحت تمام

کیف او را دزدیدی و با موتور از لاین مخالف رفتی و در لابه لای ترافیک

گم شدی و من ماندم و یک دنیا بهت و حیرت که آیا به همین آسانی ؟!؟

کاش میتوانستم کاری کنم ...

حیف که نه قدرت بدنی اش را داشتم نه عکس العمل سریع ...

یعنی میشود روزی برسد که وقتی از خانه بیرون میآیم دردی را نبینم .....


خدایا تو هم دیدی ؟


2010/8/25 |

 


این دل نوشته ها "پادیــــر"
نام دارند.
پادیر به معنای چوب یا حائل در کنار دیواری که احتمال ویرانی آن
می رود.
امید که این نوشته ها پادیری شود برای دلی که …..

____________________________

مناجات:

برخی از تواناییهای بدنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
برخی از تواناییهای ذهنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
خدایــا کسانی را که با استفاده از سادگی دیگران
به اهدافشان می رسند،
پیش روی ما قرار مده.
آمین.

*اینجا تک تک کلمات
از دل پادیراست......


 

 

 

1/21/2012 - 2/19/2012
12/22/2011 - 1/20/2012
11/22/2011 - 12/21/2011
10/23/2011 - 11/21/2011
7/23/2011 - 8/22/2011
6/22/2011 - 7/22/2011
5/22/2011 - 6/21/2011
4/21/2011 - 5/21/2011
3/21/2011 - 4/20/2011
2/20/2011 - 3/20/2011
1/21/2011 - 2/19/2011
12/22/2010 - 1/20/2011
11/22/2010 - 12/21/2010
10/23/2010 - 11/21/2010
9/23/2010 - 10/22/2010
8/23/2010 - 9/22/2010
7/23/2010 - 8/22/2010
6/22/2010 - 7/22/2010
5/22/2010 - 6/21/2010
4/21/2010 - 5/21/2010
3/21/2010 - 4/20/2010
2/20/2010 - 3/20/2010
1/21/2010 - 2/19/2010
12/22/2009 - 1/20/2010
11/22/2009 - 12/21/2009

 

مام !!!
چرا که نه !
....

 

آفتابگردان پادیـر
قهوه تلخ(آرش)
It's Just Me(نــیــنــا)
platon (نسیم)
دورزدن ممنوع(مهسا)
چشـم بر راهم (باران)
جوجه کلاغ (مریم )
کلاغ عاشقــٍ جوجه کلاغ
بانوی مهر ...
عروسک نوشت
مامان نازدونه ها
مسیحا (پریا)
حریم (مریم)
کلاف و چرخ (مادر بزرگ)
شب نوشته های من(فرشته)
محمد علی ترقی جاه

 

 

RSS 2.0

.: Weblog Themes By Blog Skin :.


شارژ ایرانسل

اخبار سینما

خرید پستی

شادشاپ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود