|
وقتی کاملا اتفاقی اسم و عکست را در سایتی دیدم ...مانند فیلمی ذهنم به عقب بازگشت عقب عقب ..... همان زمانیکه آرزوهای بیشماری داشتم ولی در آن دبیرستان کذایی تنها امیدم تو بودی ... چقدر خوشحالم که با همان سن کم تو را در بین آن جمع یافتم و به تو دلخوش کردم تا توانستم یک سال در آنجا دوام بیاورم ... هیچ چیز نمیتواند راضی ام کند بنویسم یادش بخیر چون هیچ چیزش خیر نبود جز تو که روح مرا با ادبیات غنی و حقیقت زبان فارسی ایرانی آشنا ساختی . شیوه ای که یقین دارم پس از تو هیچکس حتی قادر به تقلید از آن نیز نیست ... یادت است با شیوه ی نمایشی ات برای درک تاریخ ادبیات،چند ماه ظهیرالدین فاریابی را زندگی کردم ...اما راستش را بخواهی با خواندن فعالیت هایت،بیش از پیش دلم گرفت.. چرا که شاید تنها من بدانم جایگاه حقیقی تو این نیست.یک دکترا همین!یک استاد دانشگاه! تو قبل از آنکه دکترایت را از معتبرترین دانشگاه با نمره ی فوق عالی دریافت کنی هم دکترا داشتی.با اینکه میدانم هیچگاه این را نمیخوانی اما دکتر نسرین فقیه برترین آرزوهای خوبم برای تو که میدانم جایگاهت بسی والاتر از این است... از ما که گذشت اما کاش قدر تو را بیشتر بدانند ....
|