|
جرز لای دیوار
هزاران سال پیش، در شهری کوچک،کودکی به دنیا آمد.
کودکی که پدر و مادرش ساعاتی پس از تولد وی، بیمار شده و مردند.
از همان بچگی همه به او می گفتند " فقط به درد جرز لای دیوار می خورد"!!!!!!!
آنقدر گفتند و گفتند تا باورش شد تنها به درد جرز لای دیوار می خورد. از آن پس
عزمش را جزم کرد تا به بهترین شکل، در جرز لای دیوار جای بگیرد.....
روزی زلزله ای چند ریشتری همه ی شهر را با خاک یکسان کرد، بجز یک دیوار !
آری همان دیواری که او جرز لایش را پر کرده بود !
حال همه ی دنیا آن شهر باستانی و دیوار تاریخی اش را می شناسند.
|