|
نمی دانم چه طور توقع داری باز هم به ازدواج با تو فکر کنم؟!؟
ما مدت 3سال است با هم چت می کنیم و تو حالا که فهمیدی از ته دل عاشقت شدم
می گویی تمام این مدت دروغ می گفتی!!
لحظه ای فکر کن،من چطور می توانم یک عمر با کسی زندگی کنم که از دو پا فلج است؟!
من از اینکه دوستانم بفهمند قصد دارم با یک معلول ازدواج کنم،خجالت می کشم .
تو با پنهان کردن وضعیت جسمانی ات،سعی داشتی ابتدا مرا عاشق کرده و بعد مجبور کنی
بخاطر این عشق فداکاری کرده و با تو ازدواج کنم. ولی کمی منطقی باش .
من نمی توانم زندگی مشترکمان را با ترحم شروع کنم .
من همیشه گفته بودم دنبال کسی می گردم که از نظر روحی و جسمی در سلامت کامل
باشد. تو که بهتر میدانستی
بخاطر معلولیت و نابینایی یک چشم و عدم کنترل دستانم به کسی نیاز دارم که سالم باشد
و بتواند از من مراقبت کند . پس چطور می توانم به ازدواج با تو فکر کنم ؟؟
فراموشش کن .
|