|
بگذار قضیه را روشن تر کنم . مثلا در مورد غذا خوردن،درست است که
اگر غذا نخوریم می میریم.اما این مردن دست خودمان است.ما میتوانیم
خودمان تصمیم بگیریم و آنقدر غذا نخوریم تا بمیریم و همین طور در رابطه
با تنفس.اگر هوا نباشد میمیریم.ولی باز این مردن،ارادی است.می توانیم
آنقدر نفس نکشیم تا بمیریم و اگر در بین راه پشیمان شدیم باز به نفس کشیدن
ادامه دهیم .و به همین ترتیب بقیه ی امور….
فقط در مورد خواب این قضیه فرق می کند.نمی توانیم تصمیم بگیریم که مثلا
فلان مدت نخوابیم.این دست ما نیست و در آخر نمیمیریم بلکه بر خلاف اراده مان،
چه بخواهیم چه نخواهیم حسی به سراغمان آمده و ما را با تمام وجود به خواب می برد.
پس حتما باید دلیلی ویژه و خاص داشته باشد که خدا خواسته تا همه ی مخلوقاتش
مدتی از روز به خواب روند.اگر دلیلی ویژه نبود مانند دیگر امور اجازه می داد در صورت
نخوابیدن،بمیریم.نه اینکه به خواب رویم.خیلی فکر کردم و مطالعه نمودم ولی
هیچ چیز مفیدی غیر از دلایل فیزیکی به دست نیاوردم.اما یقین دارم خدا خودش
این دلیل ظاهری را در دسترس گذاشته تا ما بیشتر کنکاش نکنیم .
اما نمی شود و این غریزه ی لعنتی کنجکاوی نمی گذارد آرام بنشینم
و بی خیال جواب شوم.
فعلا خودم را با این پاسخ سطحی قانع ساخته ام که شاید خدای قادر و متعال
هم لازم دیده همگام با خلق موجودات،تغییراتی نیز به وجود آورد.تغییراتی که
پیش بینی اش از ابتدای خلقت ممکن نبوده و ناچار باید ما را مدتی به خواب ببرد
تا با خیال آسوده آن تغییرات را به وجود آورد.
پاورقی:(خدایا می بینی چه افکار کوتهی دارم پس به تواناییت قسم وقتی من خوابم
تغییرات خوب و دوست داشتنی به وجود آور.)
(تو از همه بهتر می دانی ذره ای در عظمتت تردید ندارم)
|