چشمانت را ببند و تصور کن حالتی
را که از صخره ای پرت شده ای
ولی در بین راه به سنگی چنگ زده و جلوی سقوطت را میگیری.اما
تلاش بیشترت بی فایده است و به هر آنـچه دست می زنی پودر شده
و فرو می
ریزد.دیگر رمقی هم برایت نمانده و توان فریاد زدن را هم نداری.
بیش از این
نهراس و چشمانت را باز کن.می بینی که سر جایـت محـکم
ایستاده ای و آن تصورات هم
خیالی بیش نبوده....
دیر هنگامی است دستخوش حوادث
زمانه،از بالای آن همه ایمان و اعتقاد
به پایین پرتاب شده.ولی بخاطر قلب پاک و بی
ریایش،توانسته در یک لحظه
به باوری کهنه چنگ بزند و مدتی جلوی سقوطش را بگیرد.باور
کهنه ای که
می گوید:نترس،او نگهدار توست.ولی مابقیه،تلاشی بی ثمر است و به هر
باور
دیگری چنگ می زند پودر شده و فرو می ریزند....
خدایا
دیگر رمقی برایش نمانده.به
همان عشق و ایمانی که به عظمتت دارد،
قسمت می دهم،دستش را بگیرو از این پرتگاه بیرونش بکش.بگذار همان
یک باور
برایش زنده بماند.چرا که دیگر باورها تو خالی و پـوچـند...
شتاب کن.چیزی به سقـوطـش
نمانده.......
2010/1/26 |
چرا پادیــر
این دل نوشته ها "پادیــــر" نام دارند. پادیر به معنای چوب یا حائل در کنار دیواری که احتمال ویرانی آن می رود. امید که این نوشته ها پادیری شود برای دلی که …..
____________________________
مناجات:
برخی از تواناییهای بدنی دیگران استفاده می کنند و به اهدافشان می رسند. برخی از تواناییهای ذهنی دیگران استفاده می کنند و به اهدافشان می رسند. خدایــا کسانی را که با استفاده از سادگی دیگران به اهدافشان می رسند، پیش روی ما قرار مده. آمین.