|
نمی دانی وقتی از تو دورم بر من چه می گذرد ... بارها گفته ام عاشقت هستم و تمام تلاشت برای اینکه مرا از خود برانی بی ثمر است. پس خودت را خسته مکن که رهایت نمی کنم.آشنایان می گویند بیهوده وقتم را صرف تو کرده ام و برای خوشبختی باید از تو دل برکنم...چه کنم که دست خودم نیست و نمی توانم... گیریم که رهایت کنم،با این همه خاطره ی تلخ و شیرینی که با هم داریم شک نکن دور از تو دیوانه خواهم شد.می دانم غیر از من کسان بیشماری بر تو دست یافته اند و سخت تر اینکه می دانم آنها را بسی بیش از من میخواهی ولی ایرادی ندارد...با همه ی خلق و خوی تندت،دمدمی مزاجیت، کینه ورزی ها و دوروییت،حتی با همه ی وعده های دروغینت،آنقدر صبر میکنم تا روزی قدر این عشق و علاقه ی من را بدانی.فقط دعا میکنم زنده باشم و روز موعود را ببینم... تا آن روز عاشقانه دوستت دارم تهــــــــران عزیزم
|