|
گرمی نگاهشان وقتی به هم خیره می ماندند... لرزش صدایشان وقتی با هم حرف می زدند... داغی دستانشان وقتی دست یکدیگر را می فشردند... و .... همه و همه ی احساساتشان ، زمین تا آسمان با هم تفاوت داشت . برای همین هم از یکدیگر بریدند و هر یک راه خود را رفتند ... تو چه ساده باوری !
|