تبليغاتX
+ پـــادیـــر +


Alley

کوچه بن بست بود و نمی دانست .

اطراف همه دیوارهای کاهگلی بی هیچ روزنه ای،و در زیر دیوار اجساد بو گرفته ی پیشینیان که چون او

اسیر کوچه شده بودند و آنقدر تاریک که توانایی بازگشت هم نبود و باید منتظر میماند تا شاید سپیده بدمد

و بتواند بازگردد .

ساعاتی همانجا نشست ولی صدای زوزه ی گرگ نزدیک و نزدیکتر میشد گویی هر لحظه قادر بود از آن

سوی تاریکی به او حمله کند.بیش از آن توان انتظار و هراس کهنه را نداشت .برخاست و با تلاش فراوان

سرانجام از دیوار بالا رفت و به آن سو پرید و ...

و دیگر کسی از او خبری نیاورد و کسی هم نمیداند چه بر سرش آمد....

هر چه باشد تحسینش میکنم چون حداقل جسد بو گرفته اش باعث هراس دیگران نخواهد شد .

شنبه 28 فروردین1389 توسط مریم |



این دل نوشته ها "پادیــــر" نام دارند.
پادیر به معنای چوب یا حائل در کنار دیواری که احتمال ویرانی آن می رود.
امید که این نوشته ها پادیری شود برای دلی که …..

____________________________

مناجات:

برخی از تواناییهای بدنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
برخی از تواناییهای ذهنی دیگران استفاده می کنند
و به اهدافشان می رسند.
خدایــا کسانی را که با استفاده از سادگی دیگران
به اهدافشان می رسند،
پیش روی ما قرار مده.
آمین.



Change Site Language

RSS 2.0






کد آهنگ




Designed By vuy.ir