|
پدرش ساده بود و صاحب زمین .
ناگهانی مرد .
خودش هم مانند پدر ساده و بی ریا.
دانایان کمکش کردند تا در این اندوه تنها نباشد و این الطافشان آنقدر ادامه یافت
تا روزی که خودش هم ناگهانی مرد ولی مانند پدر صاحب زمین نبود.
دانایان زمین
را اداره میکردند.فرزندانش این سادگی را تاب نیاوردند و شکایتی به دیگر دانایان نوشتند.آن دیگر دانایان با خبر از این ظلم،زمین را پس گرفتند
اما نه برای فرزندان بلکه برای
خویش...
سالها می گذرد.دانایان بیشماری
هر کدام مدتی صاحب زمین بوده اند و فرزندان
بیشماری نیز شاکی از سادگی پیشینیان ... و
سرانجام از این سادگی کدامین دانا صاحب زمین خواهد شد و چند فرزند گرسنه سر بر
زمین خواهند گذاشت میگویند فقط کسی به اسم خدا میداند...
|