|
آنقدر غرق کار و مسائل شرکت بود که وقتی همسرش
از او خواست برای پیاده روی همراهش برود هیچ چیز نشنید...
همسرش به تنهایی رفت ولی دیگر هیچگاه بازنگشت . سالها همه جا
را به دنبال او گشت ولی هیچ اثری از او نیافت .
از غم این جدایی نابهنگام آنقدر غصه خورد تا بیمار شد و...
فرزندانش او را به آسایشگاه بردند .
در آنجا با فرد مهربانی آشنا شد . پرستاران گفتند او سالها پیش از خانه خارج شده
ولی
چون بیماری آلزایمر داشته گم شده و هیچگاه نتواسته به خانه بازگردد ...
|