|
به مجازات گناه دیگران حافظه ات
را پاک کرده و به زندان دنیا تبعیدت میکنند .
از همان ثانیه ی نخست تولد زمان محکومیت
برای آنها معین است که البته دانستن آن را هم از تو دریغ میکنند.اگر بخت یارت
باشد و در زندانی خوب و مناسب بیفتی و هم سلولی هایت
مهربان و درستکار باشند زندگی آرامی را شروع میکنی .سریعتر از آنچه
فکرش را کنی به زندان عادت کرده و بزرگ
میشوی.چون نمیدانی مدت محکومیتت چقدر است شروع به برنامه ریزی میکنی تحصیل
، کار ، حتی ازدواج با یک زندانی دیگر و....
و اینگونه روزهای سخت زندان را
سپری میکنی.برخی نیز چنان در این شادی های گذرا غرق میشوند که فراموش میکنند
هنوز در زندان هستند ولی برخی دیگر که توان شاد بودن را ندارند تلخی های زندان
را بهتر و بیشتر درک میکنند.بالاخره زمانی هم که محکومیت یک زندانی سر میرسد او را
بی هیچ توضیحی منتقل میکنند و البته هنوز کسی نمیداند آنها را به جایی بهتر میبرند یا بدتر و این روند ادامه دارد و ادامه دارد و....
و تو دختر نازنینم
حال که به مجازات گناه ما قدم به
این زندان گذاردی مطمئن باش هیچگاه تنهایت نمیگذاریم و
تا آنجا که در توانمان هست
میکوشیم محیط زندان را برایت شاد و دلنشین کنیم .
ما را ببخش...
|