|
صبح از خواب برمی خیزی تا روزی
دیگر را آغاز کنی غافل از آنکه در عمق وجودت خداوند حکمتی دیگر را رقم زده است و
طبق آن سلول ها توانایی تقسیم و رشد عادی خود را از دست داده و این منجر به تخریب
بافت های سالم میشود.از اجتماع این سلول های
ناخوانده و تخریب بافت های سالم توده
ای به نام تومور ایجاد میشود که اگر همان حکمت خدایی مهربانانه تر باشد تومور به سایر بافت ها و ارگانها سرایت نکرده و میگویند تومور خوش خیم و یا غیر سرطانی است
اما اگر حکمت بیشتری برای تو به کار گرفته باشد این سرایت گسترش یافته و می گویند
تومور بدخیم و یا سرطانی شده و این روند ادامه دارد تا آنجا که حالت تهاجمی پیدا کرده و به دیگر بافت ها از طریق خون و لنف سرایت میکند و
تومورهای جدید و جدید
ایجاد میکند....
عقلا قرنها کوشیده اند تا این
دانش را برای آسودگی بشر به دست آوردند اما من ناعاقل هنوز نمیدانم تویی که قدرت و
حکمتت خداییت زبانزد همه ی مخلوقات است چرا این زیستن همراه با بیماری را برای اشرف مخلوقاتت سزاوار دانسته ای ؟! بهتر نبود آن را روی دیگر
موجودات بکار میگرفتی
تا خداییت را به اثبات رسانی ؟! گستاخی این روزهای مرا ببخش که توان ایستادگی در
برابر خشم و قهرت را ندارم
ولی بدان کسانی که اینگونه حکمتت شامل حالشان شده با
عشق و امید بر این بیماری دست سازت فائق می آیند شک نکن .........
|